تبليغاتX
به تو نامه می نویسم ... - رفــاه دست های تو
 

رفتم

ولی

نشد

----------------------------------------------------------------

 غزلی زیبا از کاظم بهمنی عزیز  گوارای وجودتان  

----------------------------------------------------------------

کسی که در حضور تو غــــزل ارائه می کند
حـــــرف نمی زند تو را ، عمل ارائه می کند

...فقـــــــط برای کام خود لـب تو را نمی گزم!
کسی که شهد می خورد عسل ارائه می کند

نشسته تـوی دفترم نگاه ِ لـــــــرزه افـکنت
و صفحه صفحه شاعرت گسل ارائه می کند

به کُشته مرده های تو قسم که چشم محشرت
به خاطر ِ معـــاد تـو  اجـــل ارائه می کند

« رفــاه ِ» دست های تو شنیده ام به تازگی
برای جــذب مشتری « بغـــل » ارائه می کند

بگو به کعبه از سحر درون صــــــف بایستد
ظهــر ، قریش ِ طبع من هبل ارائه می کند
( )
ظهــر ، کلاس ِ دینی و مـن و تـو  و معـلمی
که هی برای بـــودنت عـلل ارائه می کند

و غیبتی که می زند برای"بهمنی"ست که
نشسته در حضــــور تو غزل ارائه می کند...

----------------------------------------------------------------

تا فرصت بعدی . . . یاعلی

+ نوشته شده توسط هادی محمدی در پنجشنبه 23 خرداد1387 و ساعت 10:47 |


Powered By
BLOGFA.COM


onLoad and onUnload Example





اطلاع از آخرین بروز رسانی با عضویت در خبرنامه ما