-----------------------------------------------------------
فاصله ها را کم کن ز...ن...د...گ...ی من
-----------------------------------------------------------
تو که می آیی روح از تنم میرود
خواب که نیستم ؟!
|
سلام ... امروز با دو طرح نوشته
-----------------------------------------------------------
فاصله ها را کم کن ز...ن...د...گ...ی من
----------------------------------------------------------- تو که می آیی روح از تنم میرود خواب که نیستم ؟!
+ نوشته شده توسط هادی محمدی در پنجشنبه 30 خرداد1387 و ساعت
10:43 |
باز هم یک غزل ... شب شد و آمدنت دير شده گل بانو رفتنت داغ بزرگی است کسی میفهمد؟ تو نگفتي كه دلم خاك به سر مي گردد؟ از دلم با تو چه گويم،"رواني؟مجنون؟..." آنكه دائم هوس سوختنش مي كردي چقدر شعر براي تو مهيا كردم ... + نوشته شده توسط هادی محمدی در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت
9:34 |
با کسب اجازه از محضر همه اساتید ...
"تقدیم به قمر هاشمیان"
غصه دار غم تو حضرت ارباب شده در كـــنار بدنت منكـسر و آب شده تو ستون حرم و ساقي لشگر بودي حرم آل علي بي تو چه بي تاب شده به خداوند قسم مـهـريـه فاطمه هم بهر اطــفال حرم چـون در ناياب شده كودكان را خبري نيست ز احوال عمو چـارپـاره به خـدا آن غــزل ناب شده شد خجل از همگان مير و علمدار ولي عكس اصغر به يقين در دل او قاب شده
+ نوشته شده توسط هادی محمدی در یکشنبه 28 بهمن1386 و ساعت
23:27 |
از جامعه شعر و شاعر و شعور معذرت میخوام یک کار هم از خودم
ماه رو
دردم زیاد گشت و آهم ز حد فزون شد فریاد از جدایی این سینه پر ز خون شد ای ماهروی عالم این رسم عاشقی نیست دیر آمدی و سهمم دریایی از جنون شد چشمان من به در ماند افسوس بار دیگر تا رو سیاه و محزون آبی نیلگون شد هرگز نبینی ایکاش شادی دشمنت را بر حال ما نگارا خندان عدوی دون شد آقا قسم به جانت از لطف تو دو چشمم در کار گریه کردن استادی از فنون شد
اثر طبع ضعیفی است نظر میخواهد....... + نوشته شده توسط هادی محمدی در پنجشنبه 25 بهمن1386 و ساعت
10:56 |
|
|